پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

47

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

10 . تبصرة العوام « تبصرة العوام فى معرفة مقالات الانام » تأليف جمال الدين مرتضى ابى عبداللّه محمّد بن حسين رازى از علماى بزرگ شيعى در سدهء ششم است . اين اثر داراى نثرى پخته و روان است كه در باب ملل و نحل و راه و روش گروهى از فلاسفه ، منجّمان ، مجوسان ، صابئان ، خوارج ، معتزله ، فرقه‌هاى شيعى و صوفيّه و عقايد اماميّه و جنايات بنىاميّه در 26 باب نگارش يافته و سرشار از آيات و احاديث است و از جهت علمى و كلامى نيز بسيار اهميّت دارد ، و اين دومين اثر ارزشمندى است كه پس از بيان الاديان به زبان فارسى در اين موضوعات نگاشته شده است : در زمان بنى العبّاس هم مثل اين بود تا غايتى كه متوكّل بفرمود تا تربت حسين و شهدا را شيار كردند و بكاشتند تا مردم به زيارت نروند . . . « 1 » هشام بن عمر روايت كند از پدرش كه روزى مروان به حسين بن على گفت : اگر نه فاطمه بودى ، شما را به چه فخر بودى بر ديگران ؟ حسين برجست و حلق مروان بگرفت و سخت بيفشرد و دستارش در گردن كرد . چون از خود بشد او را رها كرد و روى به قوم كرد و گفت : يا قوم ! سوگند مىدهم شما را كه مرا راستگوى داريد در سخنى كه راست باشد ؛ آيا شما مىشناسيد در روى زمين دو جوان كه ايشان فرزندان رسولند جز از من و برادرم ؟ گفتند : نه ، گفت : مىدانيد كه رسول هيچ دو جوان را از ما دوست داشت ؟ گفتند : نه ، گفت : به خداى كه در روى زمين ملعون بن ملعون جز از اين و پدرش كسى نيست كه دعوى اسلام كند و او عدّو خدا و اهل‌بيت رسول بود و جز از تو و پدرت كسى نيست ، و علامت صدق قول من آنست كه ردا از دوشش بيفتد . راوى گويد : نشسته بودم تا آن وقت كه مروان خشم گرفت و ردا از دوشش بيفتاد . « 2 » 11 . طبقات ناصرى منهاج سراج لاهورى از علماى سدهء هفتم هجرى است و كتاب « طبقات ناصرى » را به نام ناصر الدّين محمود ( 644 - 665 ) به زبان فارسى تأليف كرده و داراى اشعار فارسى نيز هست . « 3 »

--> ( 1 ) . تبصرة العوام ، به تصحيح عبّاس اقبال ، چاپ دوم ، ص 196 . ( 2 ) . همان ، ص 254 و 255 . ( 3 ) . ريحانة الادب ، محمد على مدرس ، ج 3 ، ص 6 .